تبليغاتX
وطنیم جانیم سنه قوربان

وطنیم جانیم سنه قوربان

داش ماکو اولچسی

به به بدو بدو که مدیریت در ماکو چه صفایی دارد

سلام

مسئولان ماکو در چه فکرند

آیا در فکر هستند که وقتی یک زلزله ۵ ریشتری داشته باشند چقدر آمبولانس لازم میشود؟

یا در فکر این هستند که چند فیلم بردار حرفه ای اجیر کنند تا وقتی دره ماکو سنگ های موجود در دامنه کوه را به آغوش میکشد آن وقایع تاریخی را ثبت کنند -

لابد بعد هم در مرکز ستاد حوادث غیر مترقبه مینشینند و درباره حادثه غیر مترقبه ای که آمده است با هم بحث میکنند که اجساد این مردم را در کدام گورستان به خاک بسپارند و عوایدشان چقدر خواهد شد و با این پول چند متر میتوانند طرح تعریض خیابان امام را جلو ببرند.

بعد هم متوجه میشویم باعث این زلزله نماز شب ها و دعاهای مسئولان شهر ما بوده است که از خدا میخواسته اند زلزله ای بیاید تا بهانه ای برای چاله چوله های شهر داشته باشند و آنها را به گردن زلزله بیاندازند

راستی یادمان هم نبود که بعد از هر حادثه ای از مرکز استان مبالغی میلیاردی به شهرداری وعده داده میشود که آن هم فقط در حد وعده باقی میماند و آنها هم میدانند که تا حادثه بعدی از یاد مسئولان شهری خواهد رفت.

 لابد تازه مد هم شده است که مسئولان وقتی به مسئول شهر دیگری میرسند پز هم میدهند که (( من آنقدر برش در شهر ماکو دارم که احد الناسی به ما بالای چشمتان ابرو هست هم نمیگویند ))

حالا از مبتکران و خلاقان مدیریت شهری همه میدانند و نیازی به گفتن نیست

در این شهر لازمه رانندگی پاس کردن دو واحد که نه    ۲۰  واحد کار عملی و تحقیقات میدانی است   که هر راننده باید قبل از رسیدن به برخی تقاطع ها ۱۰ دقیقه بایستد و ببیند که ماشین ها از کدام سوی آن تقاطع میگذرند تا او هم از آنجا رد شود ولی بیچاره راننده هر چه فکر میکند یادش نمی آید که در کدام صفحه کتاب علایم راهنمایی و رانندگی چنین اشکال هندسی عجیبی را دیده است

از نگاه کردن به بقیه هم نمیتواند بفهمد چون هر کسی از یک سو میرود

بعد از تحقیقات فراوان و یادگیری تئوری های انیشتین تازه میفهمد که به آن دلتا میگویند فردا روزی هم که می آید از آنجا بگذرد میبیند دلتا را جارو کرده اند و اگر تصادفی صورت بپذیرد ۵۰   به ۵۰   رای داده خواهد شد

از این رو فکر رفتن به خانه اقوام را از سر به بیرون رانده است.

 و از این رو مدیران شهری اینجا تئوری های نانوشته خود را به معرض آزمایش میگذارند و یک روز کارت پارک نصب میکنند و روز دیگر جمع میکنند

یک روز سایه بان میزنند و روز بعد جمع میکنند

باز هم صد رحمت به مدیران بالا دستی که با این مسکن مهر شهر ما را از گرانی مسکن کمی رهایی بخشیدند وگر نه که گرانی           توهم ایجاد               منطقه آزاد که چند سالی هست که ریشه در خون مردم دوانده هست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 خرداد1390ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

سینما در ماکو نما ندارد

با گذشت سالیان متمادی شهرستان ماکو سی نما که زیاد است حتی یک نما هم ندارد و مسئولان فرهنگی در خواب دراز مدت بسر میبرند.
+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

قابل توجه مدیران فرهنگ ساز و فرهنگ کش دیار عزیزتر از جانم ماکو

تا حالا شده فکر کنین اگه یه روز شهر ماکو چاله چوله نداشت اونوقت چی میشد؟

فقط زمان دقیق ۲ واقعه را نمیتوان دقیق اعلام کرد ! یکی قیامت و دومی تمام شدن چاله چوله های ماکو

هر کس زمان دقیق این دو امر را بگوید که میداند کذاب است!!!!!!!!!!.......

اعصاب مردم مهمان نواز ماکو در طی این چند ساله به کل تخریب شده است و رفته رفته فرهنگ ماکوای بودن اصیل را که همیشه با خنده آمیخته بود از یاد ها رفته و اعمال بعد از هر چاله چوله ای با فحش و ناسزا همراه میگردد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

فروشگاه لپ تاپ حقیثت3

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

فروشگاه لپ تاپ حقیثت2

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

فروشگاه لپ تاپ حقیثت

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

تشنه ديدار

خیال بافی میکنم ذهنم كمي آرام گيرد

خواستار ماندگاري

در جهانی  خالی از هر چه بلایای حقیقی است

از جهانی که در آن انسان کشی ريشه ندارد خشك خشك است آن درخت بخل و ماتم زا

و پرواز خواهم كرد در هوايي عاري از هرچه كلاغ است و سياهي است 

هر شبش هم نور ماهش لايق سجده بر عشق خدايي است

جان به تنگ آمد بيا نور خدا ، رنگين كمان هفت رنگ

سجده خواهم كرد به راهت عشق من تعجيل كن بگذر ز هر چه بي خيال است ، كج خيال است

و راهي بسوي يار بگشا جان پناهي مامني ده بگذرم از هر چه دل بستگي هاست

خواهم آمد بسويت

خواهم آمد بسويت

+ نوشته شده در  شنبه 4 دی1389ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

و درک مطلب اصلی

و خداوند برای آزمایش بندگانش کارهایی را از آنها میخواهد انجام دهند که شاید استفاده و نفعی برای انسانها نداشته باشد و این انجام اگر صورت گیرد نشانه فرمان پذیری است.

ازسوی کسی که خطا های زیادی را انجام داده است و از کرده های خود در ابتدای خلقت نادم است

و با ازجان گذشتگی و جهاد و تذکیه نفس    می خواهد حضور واقعی و درست خود را  ثابت کند و خط بطلانی بکشد  به  حرف های ابلیس که گفت باز این انسانها اصلاح شدنی نیستند و خطا خواهند کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آبان1389ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

گوشه ای از راز دنیا

‌الدُّرَّهُ الباهِرَه مِنَ الاَصدافِ الطّاهِرَه

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 خرداد1389ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

درباره تصمیمات آینده و گذشته

با سلامی به وسعت قلبهایی به رنگینی راه شهادت

و با درودی بسیار  به شما دوستان همیشه در جستجو

جستجوی افکار دیگران   اهداف دیگران   علوم دیگران   یا خبر های دیگران با دیدگاهشان

برای چک کردن ...خود یا به روز کردن مغز    بدون غروری که مانع از دیدن حقیقت محض است.

و تشکری هزاران هزار بار از صمیم قلب به کسانی که از راهشان هدفشان و افکارشان به نحوی خاص استفاده بردم و میبرم  و  خواهم برد.

 

مردی که سالهاست منتظر آمدن مردی دیگر است

                                                    گاهی دلش برای خودش تنگ میشود

 و این شد که من پا در راهی گذاشتم که بیشتر از زندگیم برای رسیدن به آن ذوق و شوق دارم

و گاهی خود را در افکاری که از جایی دیگر برویم خروار میشوند می یابم.

درکی به وسعت آسمانها از خدا طلب میکنم و راهی روشن و در خور شان خلیفه اللهی از او می طلبم.

سجده بر آستانش میسایم و نیاز به بخشایش را در تمام مراحل زندگیم که بی توجه از برهان هایش گذشتم را حس میکنم و خواستارم که او رحمان است و رحیم.

     زندگانی میکنیم و میخواهیم که آزاد و رها باشیم.

 درس آزادی را از کودکی برای ما آموخته بودند و از بدو تولد هر انسانی در ذات خود دارد و اهدافی را باید دنبال کند که سر انجام کار خود را در آن میبیند.

حال برخی ها سرانجام کار خود را در پول و شهرت میبینند و برخی ها در آخرتی خدا پسندانه.

و این دیدن ها در افکار هر شخصی متفاوت است.

گاهی شخصی کاری را انجام میدهد که رضای الهی را در آن میبیند ولی رضای خدا در کاری دیگر است و گاهی فرد کاری را انجام میدهد که خود به سود برسد و دیگران را یاری میرساند و خدا خوشنود میشود.

 پس بحث هدف و کاری را که ما به عنوان یک انسان آفریده شده به وسیله خدا تصمیم به انجام آن داریم خیلی موضوع مهمی است و اصل و اساس آمدن ما به این کره خاکی نیز همین است.

وجه تمایزی که با حیوانات متفاوت است و هدفی خاص را در سوق به اهدافی والا و عقلانی و فلسفی دنبال میکند و چیزی است شبیه پرستش و راه پرستش و سختی هایی که در این راه میتوانددامن گیر باشد و هوس هایی که انسان را از مسیر جاودانگی به سمتی دیگر بلغزاند.

 دیگر بحث را باز تر و امروزی تر میکنیم و به گفته کسی بر میگردیم که راه امام آزاده طلب ما را به سر منزل رساند و حرکتی را که او برای رسیدن به آن قدم برداشته بود را عملی کرد و حکومتی اسلامی را تاسیس کرد و گفته های زیادی برای اهداف جوانانی از جنس ماها را به یادگار نهاد و عروجی ملکوتی کرد و او امام خمینی ره بود که در عمق حرف هایش صد ها فلسفه نهفته  است برای کسانی که ازادگی را از انبیا و اولیای الهی آموخته اند و درس هایشان را به یاد دارند.

در وصیت نامه امام میخوانیم خطاب به فرزندش مینویسد:

...کاری را که دیگران میتوانند انجام دهند را به آنها واگذار کن.

و  این طور به جریانی می پردازد که تورا از میلیارد ها انسان جدا میکند و تنها برای هدفی خاص تو را بر میگزیند.

 یعنی دنبال کاری برو که کسانی دیگر از انجام آن عاجزند و خوشنودی خدا و عاقبت خیر در انتظار تو باشد.

 پس در این برحه از زمان گرچه رشته حسابداری نانی در روغن دارد و شغلی است که اجتماع بدان نیاز مند است ولی تمامی کارهایی را که یک حسابدار انجام میدهد را با نبود او یک حسابدار دیگر میتواند انجام دهد و در تمامی مراحل قدمی آچنانی که در راه بشریت تاثیر گذار باشد را نمی تواند بردارد.

از این راه شد که ثانیه های عمرم را قدر دانستم و به مطالعه منابعی دیگر قدم نهادم و علم حسابداری را که درون یک سی دی گنجانیده شد است را رها نمودم و راهی دیگر را برگزیده ام.

+ نوشته شده در  جمعه 20 فروردین1389ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

دانستن و درک کردن سرآغازی شد برای زندگی ای با شوق مشقت

دیگر نخواهم سیر غذا خوردن را

و دیگر فراموش کردن گرسنگانی که شاید آب نیز گلویشان را میخراشد

تبسمی از روی اجبار بر لب دارم

کاش تفکری عمیق  ذهنم را فرا نمیگرفت

در کشاکش حجمی اینچنین عریان

در آخرین قدم که بر میدارم قدم هایی جدید شروع میکنم در کوچه باغ های افکارم

و کماکان

پیژامه ای دوخته ام از برای خود از الیاف افکرم

کاش اندازه ام باشد

                      کاش اندازه ام باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

آیینه وار

گاهی به خود نگاه میکنم

جایی ام شبیه کویری از تشنگان

تشنه که چه عرض کنم گرسنگانی از تبار تن پروران افکاری شبیه هذیان گویانی در بهشت

ناراضی ام

ناراضی از زندگانی ام

ناراضی از اطرافیانم

ناراضی از تمام کار هایی که میتوانم انجام دهم ولی پایم را زنجیر کرده اند و کرده ام

به یک تابوت

تابوت راحتی

همین روز ها دنبال راهی برای گسستن این بند ها هستم

کاش پر پروازمان خیس احساس نبود

رفتگان من همین روز ها خواهم آمد

اگر ببینم بود و نبودم برای این کره خاکی تفاوتی نمی کند خواهم امد

آری همین روز ها خواهم آمد

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط حجت پام  | 

در جایی که مردمانش همه خوابند بیداری زجر آور است

شايد سكوت مردي كه سالهاست داد ميزند خالي از حرف نباشد
ولي تاسف به حال انهايي كه بدانند حال جامعه را و تكلم اشتباه كنند بجاي كمك به حال جامعه ناداني محض است

شاید رای من کاری نکرده باشد ما بین اینهمه آرا

ولی انتخابی کرده ام از جنس تفویض اختیاری که خدا به ما عنایت فرموده است

در ان زمان که کسی را و چیزی را یارای  قبول این اختیار نبود

ما بین ۲ چیز

اینکه خدایی باشیم و از زر و سیم و حرام . دست و چشم ببندیم

و یا زمینی و لجنوار زندگی کنیم و به فکر تمایلات تن باشیم

من افتخار میکنم به گزینشم

و برایت عقل و منطق آرزو میکنم

که درست تصمیم بگیری و صحیح حرکت کنی و از غرور دور باشی و قدرت تو را به اسارت نکشد

که انشاالله همین طور باشد

همیشه دعاگوی افرادیم که در خطوطی که امامان ما کشیده اند راه میروند

و مردم را یاری میرسانند و خدا را بهتر معرفی میکنند

دعا میکنم که همیشه لایق خوبی ها باشی

که انسان نیز بعضی اوقات پایش لیز میخورد از راهی که باید درست حرکت کند

و یا هلش میدهند

همیشه درست انتخاب کن ای کسی که شعاری از جنس وحدت سر دادی و

از برای اسلام فریاد زدی.

خدا نگهدار و و تمام انسانهایی که در راه خوبی ها حرکت میکنند.

دوست دار خوبی ها : حجت پام از ماکو ۰۹۳۵۷۸۴۲۰۱۶

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

ماکولو

+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

وقت تمام000

بنام خدای بخشنده جانها

 

جاده ماکو بازرگان باز قربانی گرفت

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط حجت پام 

"""محور *ماکو ـ بازرگان* باز قربانی گرفت"""

بار دیگر روزنامه را باز میکنم

قبل از هر خبر داغ دیگری ، ناگهان پتکی سبک اما  " کاری " بر سَرم که نه

چشمانم را نوازش می کند

آه       ...         آری

جاده ای دگر بار ، قربانی گرفت

سریع روزنامه را ورق میزنم

دنبال سر پناهی که نه

دل پناهی ، مُسکّنی ، خبری مثل معمول                     شبیه دروغی دیگر

تا شاید شدن داغ بی سرپناهی خانواده ای ، قربانی نان خشک شبی  را از یاد ببرم

آری

جاده * ماکو - بازرگان * باز قربانی گرفت

قربانی افکار زاید و پوچی شبیه بی عرضگی ناپدری های شهرمان

حجت - به صاحب نامت اکتفا کن

تا نیاید" او "جمعه شبی !!! این چنین باید بود۰

از روزنامه بیزار شده ام

تا دروغی دیگر

                      و

                           داغی جدید و

                                              روزنامه ای دیگر...

                                                                        باید  آواره کوچه های گم نام افکارم شوم

                      باید...

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

امروز به عنوان مدیر نشریه آغری معرفی شدم

این جانب حجت پام به عنوان مدیر دوهفته نامه آغری مشغول به کار هستم.

این نشریه در سطح آذربایجان غربی به پخش میرسد.

اگر نظر یا پیشنهاد یا انتقادی دارید مایل به شنیدن تمامی آنها هستم.

+ نوشته شده در  جمعه 27 دی1387ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

با اعتقاد به حقانیت خود

آینده در دست ماست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط حجت پام 

توجه .......................................................................................... توجه

مهمترین بخش وبلاگ قسمت پیوند های وبلاگ هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط حجت پام 

کاش دین را باطنی قبول داشتیم نه ظاهری و سطحی...کاش...

میخواهم پرده از هرز گی های افکارم بر دارم

درست مثل بچگی ها

بعضی وقتا در عین پاکی افکار به سراغت می آیند و خدا نکند کسی پرده از افکارت بردارد
چون اگر هم آب رفته باز آید بجوی
آبروی رفته بر نمیگردد
ولی کاش که با افکار غلط آبروی (("  آآآبرو  ")) را نبریم.
افکاری که داشتن و حتی گفتنش اشکالی ندارد شده اند آبرو.

واقعاْ برای خودم متاسفم. چون خودم را اسیر این عقاید پوچی کردهام که تمامی مردم بدان پایبندند.آبرو با ادب تفاوت دارد.

به که من بگویم؟!

شریعتی گفت : فرق بین حقیقت و واقعیت از زمین تا آسمان است

ولی ما این تفاوت را حس نمیکنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط حجت پام 

بیا دنیا رو بسازیم

نه           نه نه نه نه نه نه نه           نه

اینکه با دنیا بسازیم

+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط حجت پام  | 

داش ماکو اوشاغی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط حجت پام  |